دلم میخواد فقط این روزا بگذرن. دلم میخواد تموم شن. دیشب تا سه بیدار نگهش داشتم و حرف زدیم از پریشب تا 5 سال پیش. ازینکه اگه زودتر میشناختمش چقدر زندگیم قشنگتر میشد یا شایدم اینقدر پخته و قوی نمیشدم. اما پریشب . خیلی سخت گذشت. خیلی! مینویسم صرف اینکه فراموش نکنم چه لحظه هایی رو گذروندم و قوی ازش بیرون اومدم. از نفس تنگی شدید توی خواب که داشت خفم میکرد. شبی که شاید تا اخر عمر نتونم فراموشش کنم. منبع
درباره این سایت